|
اعمالى كه براى شب جمعه نقل شده، بسيار فراوان است، در اين جا به ذكر بعضى از آنها اكتفا مى شود: 1ـ ذكر لا إلهَ اِلاَّ اللّهُ، سُبْحانَ اللّهِ و الْحَمْدُ لِلّهِ را زياد بگويد كه سبب لطف ويژه خداوند است.(1) 2ـ قابل توجّه است كه از بعضى از روايات استفاده مى شود كه خوب است از روز پنج شنبه به استقبال شب و روز جمعه رود و چيزى كه سبب ضعف او براى انجام عبادات جمعه مى شود ميل نكند.(2) به سند معتبر از امام باقر(عليه السلام) نقل شده كه فرمود: به خدا قسم به من خبر داده شد كه اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله) از روز پنج شنبه خود را براى روز جمعه آماده مى كردند، چون فرصت جمعه براى مسلمين فرصتى محدود است.(3) و نيز مستحب است در آخر روز پنج شنبه به اين صورت استغفار كند:
اَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا اِلـهَ اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ، وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ تَوْبَةَ عَبْد آمرزش خواهم از خدايى كه معبودى جز او نيست زنده و پاينده است و بسويش توبه كنم توبه بنده
خاضِع مِسْكين مُسْتَكين، لا يَسْتَطيعُ لِنَفْسِهِ صَرْفاً وَ لا عَدْلا، وَ لا نَفْعاً فروتن بينواى درمانده كه نتواند به نفع خويشتن كارى (كند) نه دفع شرى و نه سود
وَلا ضَرّاً، وَ لا حَياةً وَ لا مَوْتاً وَ لا نُشُوراً، وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد و زيانى و نه زندگى و مرگى و نه رستاخيزى و درود خدا بر محمّد
وَعِتْرَتِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ الاَْخْيارِ الاَْبْرارِ، وَ سَلَّمَ تَسْليماً.(4) و عترت پاك و پاكيزه و برگزيدگان نيكش و سلام كاملش بر ايشان باد.
3ـ بر محمّد و آل محمّد زياد صلوات بفرستد; چون به سند معتبر از امام صادق(عليه السلام) روايت شده: شب و روز جمعه فرشتگانى از آسمان فرود مى آيند كه كارشان تا غروب جمعه، تنها نوشتن ثواب صلوات بر محمّد و آل محمّد است، سپس فرمود: سنّت است در هر جمعه اى هزار مرتبه صلوات و در روزهاى ديگر صد مرتبه.(5) مطابق روايت ديگرى رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) فرمود: در شب غرّا (بسيار درخشنده) و روز أزهر (بسيار روشن) يعنى شب و روز جمعه زياد بر من صلوات بفرستيد، سؤال شد مراد از زياد چيست؟ فرمود: صد بار و هرچه بيشتر باشد بهتر است.(6) مطابق روايتى مستحب است صلوات به اين صورت باشد:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ، وَ أَهْلِكْ عَدُوَّهُمْ خدايا درود فرست بر محمّد و آلش و فرج ايشان را نزديك گردان و دشمنانشان را
مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاَْوَّلينَ وَ الاْخَرينَ».(7) از جنّ و انس از اوّلين و آخرين نابود كن.
4ـ قرآن، زياد تلاوت كند; خصوصاً براى تلاوت بعضى از سوره ها مانند سوره هاى اسراء و شعراء، نمل، قصص، سجده، ص، احقاف، واقعه، جمعه، كهف، يس، حم دخان، بقره و آل عمران سفارش شده است و براى تلاوت هر يك از اين سوره ها ثوابهاى بسيارى نقل شده كه روح را زنده و قلب را اميدوار مى كند.
5ـ امام صادق(عليه السلام) فرمود: در نماز مغرب شب جمعه، سوره جمعه و سوره توحيد خوانده شود و در نماز عشا سوره جمعه و سبّح اسم ربّك الأعلى(8) بخواند (و مطابق روايت ديگرى در نماز عشا سوره هاى جمعه و حشر(9) و مطابق روايت سوّمى جمعه و منافقين(10) را بخواند و هر كدام را انتخاب كند خوب است)، در روايت ديگرى از آن حضرت سؤال شده است: شب جمعه چه چيزى بخوانم؟ جواب فرمودند: «انّا انزلناه فى ليلة القدر» و «قل هو اللّه احد».(11)
6ـ به سند صحيح از امام صادق(عليه السلام) روايت شده: هر كس شب جمعه بعد از نماز مغرب، چهار ركعت نافله مغرب را بخواند و در آخرين سجده از نوافل هفت مرتبه بگويد:
«اَللّهُمَّ اِنّى أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ، وَ اسْمِكَ الْعَظيمِ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى خدايا از تو درخواست كنم به ذات بزرگوار و نام بزرگت كه درود فرستى بر
مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ أَنْ تَغْفِرَ لي ذَنْبِىَ الْعَظيمَ». محمّد و آلش و بيامرزى گناه بزرگم.
سر از سجده بر نمى دارد مگر اين كه گناهانش بخشوده مى شود، و بهتر آن است كه اين عمل را هر شب انجام دهد.(12)
7ـ بهتر است از خواندن شعر پرهيز داشته باشد; زيرا در روايت صحيح از امام صادق(عليه السلام) نقل شده كه براى روزه دار و در حال احرام و داخل حرم مكّه و روز جمعه و در شبها خواندن شعر كراهت دارد، راوى سؤال مى كند: اگرچه شعر حقّى باشد؟ فرمود: اگرچه حق باشد.(13) يادآورى لازم: نگاه به مجموع رواياتى كه در اين زمينه وارد شده، نشان مى دهد كه مراد از شعر مكروه، اشعار باطلى است كه به خصوص در زمانهاى جاهليّت براى هجو و بدنام كردن كسى به كار گرفته مى شده و يا خيال پردازى هايى بود كه در زمينه عشقهاى مجازى و در وصف زيبارويان از زنان و در راستاى ارضاى شهوترانيهاى غيرمجاز سروده و يا خوانده مى شد. شاهد اين بيان تعبيراتى است كه در لابه لاى اين روايات به چشم مى خورد، از جمله تعبير به «خَنا» در جمله «مَنْ تَمَثَّلَ بِبَيْتِ شِعْر مِنَ الْخَنا لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاةٌ فى ذلِكَ الْيَوْمِ»(14) از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است; چون «خنا» در لغت به معناى فحش و سخن ناسزاست. ديگر تعبير به «اِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكَماً» است كه بعد از جمله «اَلشِّعرُ مِنْ اِبْليسَ» از رسول گرامى نقل شده است.(15) چون روشن است كه اين جمله در مقام مدح اشعار حكمت آميز است كه از شيطانى بودن شعر در جمله قبل، استثنا مى شود. ديگر رواياتى است كه در زمينه شعرخوانى و شعرسرايى امام رضا(عليه السلام) وارد شده است،(16) و در كلمات منقول از اميرمؤمنان(عليه السلام) اشعار متعدّدى ديده مى شود، حتّى ديوان شعرى به آن حضرت منسوب است. از آنچه گذشت مى توان پذيرفت كه مقصود از «مكروه بودن شعر حق» در اوّلين روايتى كه گذشت، اشعار غيردروغ و مطابق واقع است. يعنى راوى سؤال مى كند: اگرچه دروغ نباشد و محتواى شعر واقعيّت داشته باشد؟ حضرت جواب مى دهد: آرى، شعرى كه خالى از حكمت باشد و بى هدف سروده يا خوانده شود، مكروه است اگرچه دروغ نباشد، و الاّ چگونه مى توان پذيرفت خواندن اشعار فراوانى كه سراينده آن خود اهل بيت عصمت(عليهم السلام) هستند در شب يا روز جمعه كراهت داشته باشد؟! شاهد اين سخن روايتى است كه فرزند كُميت (شاعر معروف اهل بيت) از پدرش نقل مى كند كه گفت: من روزى خدمت مولايم امام باقر(عليه السلام) رسيدم; عرض كردم كه اى فرزند رسول خدا، من ابياتى درباره شما گفته ام، اجازه مى دهيد بخوانم؟ فرمود: مى دانى كه الان ايّام البيض است (و تناسبى با خواندن شعر ندارد). عرض كردم: اين اشعار مخصوص شما اهل بيت(عليهم السلام) است. فرمود: بخوان و من شروع كردم به خواندن اين اشعار:
أضْحَكنِى الدّهر و أبْكانى و الدّهر ذُو صَرف و ألوان...(17) روشن است كه اهميّت ايام البيض كمتر از روز جمعه نيست.
8ـ در حقّ برادران دينى دعا كند و با ذكر نام آنان، در حقّشان استغفار نمايد. چرا كه امام صادق(عليه السلام) از پدرش از جدّش از فاطمه صغرى از امام حسين(عليه السلام) از برادرش امام حسن(عليه السلام) نقل مى كند كه در شب جمعه مادرم فاطمه(عليها السلام) را ديدم كه در محراب عبادت ايستاده بود، پيوسته ركوع مى كرد و سجده بجا مى آورد تا اين كه فجر طالع شد و شنيدم كه براى مؤمنين، آن هم با ذكر اسامى آنان، فراوان دعا مى كرد، در حالى كه براى خودش چيزى طلب نكرد. عرض كردم: مادرم! چگونه است كه براى ديگران دعا مى كنى، براى خود دعا نمى كنى؟ فرمود: فرزندم! «اَلْجارُ ثُمَّ الدّار; اوّل همسايه، سپس خانه!».(18) مخصوصاً در حقّ اموات از برادران دينى دعا كند، چرا كه از امام صادق(عليه السلام) روايت شده: هر كس براى ده نفر از برادران اموات خود در شب جمعه دعا كند اهل بهشت خواهد بود.(19)
9ـ «جمال الاُسبوع» به سند معتبر از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده: كسى كه در شب جمعه، خواست نماز شب بخواند در ركعت اوّل، حمد و قل هو اللّه احد و در ركعت دوم حمد و قل يا ايّها الكافرون، ركعت سوم حمد و الم سجده و ركعت چهارم حمد و يا ايّها المدّثّر و ركعت پنجم حمد و حم سجده و يا حمد و نجم و در ركعت ششم حمد و سوره مُلك و در ركعت هفتم حمد و يس و در ركعت هشتم حمد و واقعه و ركعت نهم حمد و فلق و ركعت دهم حمد و ناس و ركعت يازدهم حمد و قل هو اللّه احد بخواند.(20)
10ـ دعاهايى كه براى اين شب وارد شده را بخواند كه ما در اين جا به ذكر چند مورد از آنها اكتفا مى كنيم: الف) از رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) نقل شده: هر كس اين دعا را در شب جمعه يا روز آن هفت مرتبه بخواند اگر در اين شب يا روز بميرد داخل بهشت شود:
اَللّهُمَّ رَبّى لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، خَلَقْتَنى وَ اَنـَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ اَمَتِكَ، وَ فى خدايا پروردگار من معبودى جز تو نيست مرا آفريدى و من بنده تو و فرزند كنيز توام و در
قَبْضَتِكَ وَناصِيَتى بِيَدِكَ، اَمْسَيْتُ عَلى عَهْدِكَ وَ وَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، قبضه قدرت توام و اراده و اختيارم بدست توست تا آن جا كه توانستم بر عهد و پيمان تو روز را به شب آورم
اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما صَنَعْتُ، اَبُوءُ بِنِعْمَتِكَ وَ اَبُوءُ بِذَنْبى، فَاغْفِرْ لى اِنَّهُ لا پناه مى برم به تو از شر آنچه كرده ام هم به نعمت تو اعتراف دارم و هم به گناه خود پس گناهم را بيامرز كه براستى
يَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاَّ اَنْتَ.(21) نيامرزد گناهان را جز تو.
ب) «شيخ طوسى» و «سيّد بن طاووس» و «كفعمى» و «سيّد بن باقى» نوشته اند: مستحب است شب و روز جمعه و شب و روز عرفه اين دعا را بخواند، كه مطابق آنچه در «مصباح» شيخ طوسى آمده، چنين است:
اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّأَ وَ تَهَيَّأَ وَ اَعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوِفادَة اِلى مَخْلُوق رَجآءَ رِفْدِهِ، خدايا هركس مجهز و آماده و مهيا و مستعد براى ورود بر مخلوقى شده اميد دهش
وَطَلَبَ نآئِلِهِ وَجآئِزَتِهِ، فَاِلَيْكَ يا رَبِّ تَعْبِئَتى وَ اسْتِعْدادى، رَجآءَ عَفْوِكَ، و به جستجوى جايزه و بخشش او پس اى پروردگار من آمادگى و استعداد من بسوى توست و آرزوى عفو تو
وَ طَلَبَ نآئِلِكَ وَ جآئِزَتِكَ، فَلا تُخَيِّبْ دُعآئى، يا مَنْ لا يَخيبُ عَلَيْهِ و خواهش بخشش و جايزه ات را دارم پس در اين خواهشى كه دارم نوميدم مكن اى كسى كه هيچ خواهنده اى نااميد
سائِلٌ، وَلا يَنْقُصُهُ نآئِلٌ، فَاِنّى لَمْ آتِكَ ثِقَةً بِعَمَل صالِح عَمِلْتُهُ، وَ لا از درگاهش نرود و هيچ گيرنده عطايى از (كرمش) نكاهد و من به اعتماد عمل صالحى كه كرده باشم بدرگاهت نيامده و نه
لِوِفادَةِ مَخْلُوق رَجَوْتُهُ، اَتَيْتُكَ مُقِرّاً عَلى نَفْسى بِالاِْسآئَةِ وَالظُّلْمِ، به مخلوقى وارد شده ام كه از او اميدى داشته باشم بلكه بدرگاه تو آمده ام در حالى كه اقرار دارم كه بخود بدى و ستم كرده
مُعْتَرِفاً بِاَنْ لا حُجَّةَ لى وَ لا عُذْرَ، اَتَيْتُكَ اَرْجُو عَظيمَ عَفْوِكَ الَّذى و معترفم كه هيچ دليل و عذرى هم بر اين بدى و ستم نداشته ام، آمده ام به اميد آن عفو عظيم تو
عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخاطِئينَ، فَلَمْ يَمْنَعْكَ طُولُ عُكُوفِهِمْ عَلى عَظيمِ الْجُرْمِ كه بدان از خطاكاران درگذرى و توقف طولانى آنها بر جرم بزرگ بازت نداشت
اَنْ عُدْتَ عَلَيْهِمْ بِالرَّحْمَةِ، فَيا مَنْ رَحْمَتُهُ واسِعَةٌ، وَ عَفْوُهُ عَظيمٌ، يا از اين كه باز بدانها مهر ورزى اى كسى كه رحمتش وسيع و گذشتش بزرگ است اى
عَظيمُ يا عَظيمُ يا عَظيمُ، لا يَرُدُّ غَضَبَكَ اِلاَّ حِلْمُكَ، وَ لا يُنْجى مِنْ خداى بزرگ اى خداى بزرگ اى خداى بزرگ خشم تو را جز بردباريت جلوگيرى نكند و از غضب تو
سَخَطِكَ اِلاَّ التَّضَرُّعُ اِلَيْكَ، فَهَبْ لى يا اِلـهى فَرَجاً بِالْقُدْرَةِ الَّتى تُحْيى جز زارى به درگاهت چيزى نجات نبخشد پس اى معبود من بدان قدرتى كه سرزمينهاى مرده را بدان وسيله
بِها مَيْتَ الْبِلادِ، وَ لا تُهْلِكْنى غَمّاً حَتّى تَسْتَجيبَ لى، وَ تُعَرِّفَنِى الاِْجابَةَ زنده مى گردانى گشايشى بر من بخش و مرا به حال اندوه هلاكم مكن تا دعايم را مستجاب كنى و اجابت دعايم را
فى دُعآئى، وَ اَذِقْنى طَعْمَ الْعافِيَةِ اِلى مُنَتَهى اَجَلى، وَ لا تُشْمِتْ بى به من بنمايانى و طعم تندرستى را تا پايان عمر به من بچشان و گرفتار شماتت
عَدُوّى، وَلا تُسَلِّطْهُ عَلَىَّ، وَ لا تُمَكِّنْهُ مِنْ عُنُقى، اِلهى اِنْ وَضَعْتَنى فَمَنْ دشمنم مكن و او را بر من مسلط مگردان و بر گردنم سوارش منما خداى من اگر تو مرا پست كنى پس كيست
ذَا الَّذى يَرْفَعُنى، وَ اِنْ رَفَعْتَنى فَمَنْ ذَا الَّذى يَضَعُنى، وَ اِنْ اَهْلَكْتَنى فَمَنْ كه (بتواند) بلندم كند و اگر تو بلندم كنى پس كيست كه (بتواند) پستم كند و اگر هلاكم كنى پس كيست
ذَا الَّذى يَعْرِضُ لَكَ فى عَبْدِكَ، اَوْ يَسْئَلُكَ عَنْ اَمْرِهِ، وَ قَدْ عَلِمْتُ اَنَّهُ لَيْسَ كه درباره اين بنده ات متعرض تو شود يا از وضع او از تو پرسش كند ولى بطور مسلّم اين را دانسته ام كه
فى حُكْمِكَ ظُلْمٌ، وَ لا فى نَقِمَتِكَ عَجَلَةٌ، وَ اِنَّما يَعْجَلُ مَنْ يَخافُ الْفَوْتَ، در حكم تو ستمى نيست و نه در انتقام تو شتابى است زيرا كسى شتاب (در انتقام) كند كه بترسد (فرصت) از دست برود
وَ اِنَّما يَحْتاجُ اِلَى الظُّلْمِ الضَّعيفُ، وَ قَدْ تَعالَيْتَ يا اِلـهى عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً و شخص ناتوان نيازمند به ستم مى باشد و درصورتى كه اى معبود من تو از اين گونه مطالب بسيار برتر
كَبيراً، اَللّـهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ فَاَعِذْنى، وَ اَسْتَجيرُ بِكَ فَاَجِرْنى، وَاَسْتَرْزِقُكَ و بزرگترى خدايا به تو پناه آرم پس ياريم ده و از تو امان خواهم پس امانم ده و از تو روزى طلبم
فَارْزُقْنى، وَ اَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ فَاكْفِنى، وَ اَسْتَنْصِرُكَ عَلى عَدُوّى فَانْصُرْنى، پس روزيم ده و بر تو توكل كنم پس كفايتم فرما وبراى پيروزى بر دشمنم از تو يارى خواهم پس ياريم ده
وَاَسْتَعينُ بِكَ فَاَعِنّى، وَ اَسْتَغْفِرُكَ يا اِلـهى فَاغْفِرْ لى، آمينَ آمينَ آمينَ.(22) و از تو كمك خواهم پس كمكم ده و از تو آمرزش طلبم اى معبود من پس بيامرزم آمين آمين آمين.
ج) خواندن دعاى كميل كه در بخش دعاهاى معروف (بخش دوم، صفحه 98) گذشت.
د) خواندن دعاى: «اَللّهُمَّ يا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى...»(23) كه در شب عرفه نيز خوانده مى شود و در بخش چهارم (صفحه 842) گذشت.
هـ) ده مرتبه بگويد:
«يا دائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ، يا صاحِبَ اى كسى كه فضل و بخششت بر خلق دائمى است و اى آن كه دو دست احسانت به عطابخشى باز است اى دارنده
الْمَواهِبِ السَّنِيَّةِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرى سَجِيَّةً، وَ اغْفِرْ لَنا بخشش هاى ارجمند درود فرست برمحمّد و آلش كه بهترين مردمند در سرشت و نهاد و بيامرز ما را
يا ذَا الْعُلى في هذِهِ الْعَشِيَّةِ».(24) اى خداى بلندمرتبه در اين شب.
يادآورى: اين ذكر شريف در كليّه شبهاى عيد نيز خوانده مى شود.
و) «شيخ طوسى» و «سيّد بن طاووس» گفته اند: خواندن اين دعا در سحر شب جمعه مستحب است:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وآلِهِ، وَهَبْ لِىَ الْغَداةَ رِضاكَ، وَ اَسْكِنْ قَلْبى خدايا درود فرست بر محمّد و آلش و خشنودى خودرا در اين بامداد به من ببخش و خوف خود را در دلم
خَوْفَكَ، وَاقْطَعْهُ عَمَّنْ سِواكَ، حَتّى لا اَرْجُوَ وَ لا اَخافَ اِلاَّ اِيّاكَ، اَللّهُمَّ جاى ده و از غير خود (اميدم را) قطع كن تا بدانجا كه اميد نداشته باشم و نترسم جز از تو خدايا
صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَ هَبْ لى ثَباتَ الْيَقينِ، وَ مَحْضَ الاِْخْلاصِ، درود فرست بر محمّد و آلش و (اينها را كه مى گويم) به من ببخش: يقين ثابت و اخلاص پاك
وَشَرَفَ التَّوْحيدِ، وَ دَوامَ الاِْسْتِقامَةِ، وَ مَعْدِنَ الصَّبْرِ، وَالرِّضا بِالْقَضآءِ و شرف يگانه پرستى و استقامتى پايدار و كان شكيبايى و خشنود بودن به قضا
وَالْقَدَرِ، يا قاضِىَ حَوائِجِ السّآئِلينَ، يا مَنْ يَعْلَمُ ما فى ضَميرِ الصّامِتينَ، و قدر اى روا كننده حاجتهاى سائلان و اى داناى نهاد خاموشان
صَلِّ عَلى مُحَمَّد وآلِهِ، وَ اسْتَجِبْ دُعائى، وَاغْفِرْ ذَنْبى، وَ اَوْسِعْ رِزْقى، درود فرست بر محمّد و آلش و دعاى مرا مستجاب گردان و گناهم را بيامرز و روزيم را فراخ كن
وَاقْضِ حَوآئِجى فى نَفْسى، وَ اِخْوانى فى دينى وَاَهْلى، اِلـهى طُمُوحُ و حاجتهايم را درباره خودم و برادران دينى ام و خانواده ام برآور خدايا آرمانهاى
الاْمالِ قَدْ خابَتْ اِلاَّ لَدَيْكَ، وَ مَعاكِفُ الْهِمَمِ قَدْ تَعَطَّلَتْ اِلاَّ عَلَيْكَ، بلند نوميد شد مگر نزد تو و جايگاه همتها معطل ماند جز همتى كه بر تو (متوجه) باشد
وَمَذاهِبُ الْعُقُولِ قَدْ سَمَتْ اِلاَّ اِلَيْكَ، فَاَنْتَ الرَّجآءُ وَ اِلَيْكَ الْمُلْتَجَأُ، يا و راه خِرَدها به بن بست رسيد جز راهى كه بسوى توست پس تويى اميد و پناهگاه درگاه توست اى
اَكْرَمَ مَقْصُود، وَ اَجْوَدَ مَسْئُول، هَرَبْتُ اِلَيْكَ بِنَفْسى يا مَلْجَأَ الْهارِبينَ بزرگوارترين كسى كه بسويش رو كنند و بخشنده ترين كسى كه از او بخواهند بسوى تو گريختم اى پناه گريختگان
بِاَثْقالِ الذُّنُوبِ، اَحْمِلُها عَلى ظَهْرى، لا اَجِدُ لى اِلَيْكَ شافِعاً سِوى با بارهاى سنگين گناهانى كه بر دوش كشم و هيچ شفيعى بدرگاه تو نيابم جز
مَعْرِفَتى بِاَنَّكَ اَقْرَبُ مَنْ رَجاهُ الطّالِبُونَ، وَ اَمَّلَ مالَدَيْهِ الرّاغِبُونَ، يا مَنْ اين كه مى دانم تو نزديكترين كسى هستى كه جويندگان اميد به او دارند و آرزومندان آنچه را نزد اوست آرزو كنند اى كسى كه
فَتَقَ الْعُقُولَ بِمَعْرِفَتِهِ، وَ اَطْلَقَ الأَلْسُنَ بِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَ مَا امْتَنَّ بِهِ عَلى عقلها را بوسيله معرفت خويش گشودى و زبانها را به ستايش خود باز كردى و قرار دادى آنچه را بر
عِبادِهِ فى كِفآء لِتَاْدِيَةِ حَقِّهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد و آلِهِ، وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّيْطانِ بندگان خود احسان و انعام فرمودى در برابر اداى حق خود درود فرست بر محمّد و آلش و براى شيطان
عَلى عَقْلى سَبيلاً، وَ لا لِلْباطِلِ على عَمَلى دَليلا.(25) بر خرد من راهى قرار مده و باطل را راهنماى كردارم مساز.
1. بحارالانوار، جلد 86، صفحه 314، حديث 21. 2. فقيه، جلد 1، صفحه 427، حديث 1261. 3. كافى، جلد 3، صفحه 415، حديث 10. 4. مصباح المتهجّد، صفحه 257. 5. كافى، جلد 3، صفحه 416، حديث 13. 6. بحارالانوار، جلد 86، صفحه 313، حديث 20. 7. همان مدرك، صفحه 289. 8. بحارالانوار، جلد 86، صفحه 311، حديث 16. 9. بحارالانوار، جلد 86، صفحه 311، حديث 16. 10. همان مدرك. 11. همان مدرك. 12. همان مدرك. 13. تهذيب، جلد 4، صفحه 195، حديث 6. 14. همان مدرك، جلد 2، صفحه 240، حديث 21. 15. وسائل الشيعه، جلد 5، صفحه 84، حديث 4 . 16. وسائل الشيعه، جلد 5، صفحه 84، حديث 6 و 7. 17. بحارالانوار، جلد 76، صفحه 294 . 18. علل الشرايع، جلد 1، صفحه 182 و بحارالانوار، جلد 86، صفحه 313، حديث 19. 19. بحارالانوار، جلد 86، صفحه 312، حديث 17. 20. جمال الاسبوع، صفحه 200 و بحارالانوار، جلد 86، صفحه 315، حديث 25. 21. بحارالانوار، جلد 86، صفحه 313، حديث 20. 22. مصباح المتهجّد، صفحه 269 و بحارالانوار، جلد 86، صفحه 294، حديث 6 (با اندكى تفاوت). 23. اقبال، صفحه 325. 24. مصباح كفعمى، صفحه 647. 25. جمال الاسبوع، صفحه 218 و مصباح المتهجّد، صفحه 279 و بحارالانوار، جلد 86، صفحه 306، حديث 11.
|